وضوح وحشت از خیزش بر سر معیشت در پیام نوروزی خامنه ای- مهران محبی
خامنه ای طبق معمول هر ساله بعد از لحظه “سال تحویل” در تلویزیون ظاهر شد تا پیام خود را بگوید. رخسار وحشت زده و خسته خامنه ای قبل از اینکه به زبان بیاید و پیام اش را اعلام کند، بیانگر گام نهادن حکومت اش در سالی بود که امیدی به پایان رساندن آن را ندارد.
او هیچ تبریک و شادباشی به مردم نگفت و فقط به بیان متقارن بودن ایام نوروز با شب های “قدر” و کشته شدن “علی” و توصیه به بهره گیری از برکات این شب ها برای تحمل مشکلات پرداخت. حق هم داشت که به مردم تبریک و شادباش نگوید. هیچ آدمی به دشمن اش به هیچ مناسبتی شادباش نمی گوید و خامنه ای نیز از این جهت محق بود که به دشمن اصلی اش که همین جامعه بیش از ۸۰ میلیونی هستند، سال نو و نوروزشان را تبریک نگوید.
همین مردمی که ۴۶ سال با رژیم جمهوری اسلامی و خامنه ای دشمنی کرده و بارها تا لبه سرنگونیشان کشانده اند، همین مردمی که خیزش های ۸۸ تا ۹۸ را خلق کرده و انقلاب “زن، زندگی، آزادی” را از ۴۰۱ شروع کردند و همین مردمی که دارند انقلابشان را به پیش می برند و با تعمیق و رادیکالیزه و هر چه بیشتر انسانی تر کردنش کلیت جمهوری اسلامی را به چالش میکشند. مردمی که خامنه ای و همه سران و سردارانش را به این مذلت و بن بست کشانده اند. مردمی که با پیشروی های برگشت ناپذیرشان باعث شده اند تا امروز خامنه ای در رأس حکومت و به عنوان نماد آن به هرطرف که سر می چرخاند، بن بست و سرنگونی را می بیند و با وحشت و اضطراب و رعشه در برابر دوربین تلویزیون ظاهر می شود تا با صدای لرزان و از “ته” گلو، نه به مردم، بلکه به طرفداران و مزدورانش دلداری بدهد و توصیه کند که برای تحمل مشکلات (تاب آوردن در برابر اعتراضات و به احتمال زیاد خیزش مردم) به برکات شب های قدر امید ببندند. مردمی که دشمنان واقعی و اصلی خامنه ای و حکومت اش هستند، دیدن این ذلالت خامنه ای، خود بهترین هدیه و شادباش برایشان است.
بگذریم از اینکه حال و وضع خامنه ای به هیچ وجه خوب نیست و اگر هر کس دیگری در چنین اوضاع روحی و پریشانی ای باشد، باید در یک محیط بسته و ساکت، و دور از هیاهو و جنجال در بستر باشد. نه اینکه در تلویزیون ظاهر شود. اما صحبت هایش برای دور و بری های خودش هم دلگرم کننده و روحیه بخش نبود. ابتدای صحبت اش این بود که سال سپری شده، سالی پر ماجرا بود. ترور سرداران سپاه در دمشق، کشته شدن رئیسی، ترور “هنیه” در تهران و کشته شدن حسن نصرالله و دیگر سران تروریست و حملات ارتش اسرائیل به داخل خاک ایران را ردیف کرد و نهایتا تلاش کرد تا شکست هایش را به “حوادث تلخ” تعدیل کند.
ولی خامنه ای در پیام نوروزی اش نتوانست بگوید که حماس و حزب الله و محور مقاومت پیروز شده اند و اسرائیل شکست خورده است! اگر چه روز بعد در جمع سران و سرداران حکومتی و نظامی لحن صحبت و جملاتش به تهدید و رجزخوانی علیه آمریکا و اسرائیل تغییر پیدا کرد. این “شل و سفت کن ها” و “تلطیف و تهاجمی” کردن های پیاپی در گفته های خامنه ای قابل درک و ناشی از پریشان حالی او تحت تأثیر فشارها و سردرگمی هایش در یافتن راهی برای نجات است.
ترامپ “دستش را توی پوست گردو گذاشته” و باید تا کمتر از دو ماه دیگر، یا تسلیم خواسته های او شود یا پذیرای حملات به مراکز هسته ای و نظامی خود گردد. از طرف دیگر شادی و رقص و شعارها و به اهتزاز در آمدن پارچه هایی به رنگ سرخ در مراسمات نوروزی و حضور بر مزار جانباختگان، احساس نزدیک بودن خطر انقلاب را تا اعماق وجود خامنه ای نفوذ داده است. تا حالا به این شدت زیر فشار و ناامید از پیدا کردن راهی برای برون رفت نبوده است.
تهدیدات ترامپ جدی هستند و خطر خیزش جامعه برای یک سره کردن کار حکومت بسیار جدی تر است. هر انتخابی که بکند، نمی تواند خطر سرنگونی به دست مردم را از بالای سر حکومت اش دور کند. اگر با هدف کاهش فشار تحریم ها و دمیدن جان هر چند ضعیفی به اوضاع اقتصادی، تسلیم شدن به ترامپ را انتخاب کند، جامعه ای که او و حکومت اش را به این روز انداخته اند، با قدرت و با اعتماد به نفس بیتشر جلوتر خواهد آمد و زودتر سرنگونش خواهد کرد. و اگر هم تسلیم نشود و حتی در صورت حمله نکردن آمریکا و اسرائیل به مراکز هسته ای و نظامی اش، با فشارهای شدیدتر عمومی و معیشتی و به احتمال خیلی زیاد با خیزش جدید انقلابی مواجه خواهد شد.
خامنه ای در پایان پیام اش در مورد اوضاع داخلی و اقتصادی و معیشتی مردم نیز صحبت کرد. اما چیزی غیر از اعتراف به شکست و درماندگی و در عین حال التماس از مردم برای سرنگون نکردن حکومت اش نداشت تا بگوید. به شکست تحقق شعار اقتصادی سال گذشته اش (جهش تولید با مشارکت مردم) اعتراف کرد و باز هم از مردم “له” شده در زیر فشارهای معیشتی خواست تا بیشتر دندان روی جگر بگذارند و بیشتر فقر و نداری و گرانی را تحمل کنند. همچنین درخواست کرد تا مردم! پول هایشان را هزینه خرید طلا و دلار و مسکن که به زعم او مضر و مخرب برای اقتصاد هستند، نکنند و در بخش تولید سرمایه گذاری کنند و شعار مسخره برای سال جدید را هم بر این مبنا، “سال سرمایه گذاری برای تولید” تعیین کرد.
این جانی و نماد حکومت تماما جنایتکار اسلامی که عامدانه صاحبان ثروت که پولشان را در زمینه طلا و دلار و مسکن سرمایه گذاری می کنند را با اکثریت جامعه شامل کارگر و زحمتکش و مزدبگیر و بیکار و محروم از هر درآمدی، یک جا “مردم” مورد خطاب قرار می دهد. هدفش از این کار هم انکار فقر و فلاکتی است که بر زندگی این اکثریت مردم سایه افکنده است و هم انداختن تقصیر بن بست اقتصادی بر گردن خود مردم است.
اما مردم، یعنی همان اکثریت در فقر و فلاکت گیر افتاده که پول کافی حتی برای سیر کردن شکم خود ندارند، همان مردمی که در روزهای نزدیک به سال نو پولی برای خرید کفش و لباس نو و شیرینی و آجیل برای فرزندان در حسرتشان نداشتند، می دانند که همان کسانی که در باندهای مافیائی حکومتی مشغول دزدی و غارت هستند، پول دارند و پول هایشان را به طلا و دلار تبدیل می کنند. مردم خامنه ای و حکومت دزد و فاسد و جنایتکارش را می شناسند. آخوند مکارم شیرازی معروف به سلطان شکر و آخوند صدیقی دزد و کلاهبردار نماینده خامنه ای و سرداران سپاه و هزاران دزد ریز و درشت دیگر حکومت را که در جریان سهم خواهی ها و جدال های باندهای رژیم با یکدیگر پرونده هایشان “رو” شده می شناسند و به خاطر دارند.
مردم با وجود مشکلات معیشتی و فقر و نداری و با حمل غم و اندوه فقدان عزیزان جانباخته خود به دست رژیم جنایتکار، در روزهای پایانی سال گذشته و شروع سال جدید با شادی و رقص در ایام رمضان و قدر و کشته شدن علی که از نمادهای اسلامی حکومت هستند، سالی پر تحرک ترو اعتراضی تری را برای پایان دادن به عمر ننگین جمهوری اسلامی نوید دادند.