مراسم خاکسپاری منصور کریمی، جلوه ای از نفوذ عمیق چپ در کردستان- مهران محبی
مندرج در کارگر کمونیست۹۱۰
منصور کریمی فعال کارگری و اجتماعی و چهره محبوب در میان کارگران و آزادیخواهان و برابری طلبان شهرهای کردستان متأسفانه روز ۲۰ آبان بعد از یک هفته دست و پنجه نرم کردن با مرگ در بیمارستان توحید سنندج جان اش را از دست داد.
در مورد بیماری منصور کریمی و دلائل مرگ او به حد کافی از زمان مرگ اش تا حالا به شیوه های گوناگون مانند سخنرانی ها در مراسم خاکسپاری و پیام ها و نوشته هایی در گرامیداشت این فعال کارگری و اجتماعی که در رسانه های اجتماعی انتشار یافته اند، اطلاع رسانی شده و من نیازی نمی بینم که در این رابطه چیزی بنویسم. اما لازم است در مورد جایگاه و نفوذ ریشه ای اجتماعی و سیاسی چپ و سوسیالیسم در کردستان که در مراسمات مربوط به درگذشت منصور کریمی تنها مختصری از آن نمایان شد با دقت بیشتری گفته و نوشته شود. شهر سنندج که به خاطر سابقه طولانی و درخشان مردم اش در همبستگی و مقاومت در برابر ارتجاع تازه به دوران رسیده و جان فشانی های انسان هائی که در راه دفاع از آزادی و برابری و فائق شدن جامعه بر سرنوشت خود، خونشان سنگفرش های خیابان های شهر را به رنگ سرخ در آورد و به سنندج سرخ معروف شد، با مرگ منصور کریمی یکبار دیگر صحنه تبلور عواطف آغشته به احساس مسؤلیت مردمی شد که تاریخ مبارزاتی خونینی طی ۴۶ سال گذشته را با خود دارند و امروز در آستانه سرنگونی جمهوری اسلامی و در حالیکه جریانات راست ارتجاعی ای مانند سلطنت طلبان با نمایش های پرچم چرخوانی های دو سه نفره سعی در آلترناتیو سازی حول ارزش های قومی و ناسیونالیستی دارند، ارزش های چپ و آرمان های رهائی بخش سوسیالیستی را نمایان کردند و فریاد زدند.
پیکر منصور کریمی بر دوش رفقا و هم فکران و هم سرنوشتان اش پیشاپیش بیش از هزار نفر از مردم شهر سنندج تا محل دفن تشیع شد و با سرود همبستگی جهانی کارگران، سرود انترناسیونال و به احتزاز در آمدن صدها شاخه گل سرخ (نماد مقاومت و ایستادگی و جانفشانی در راه آزادی و برابری و نماد سوسیالیسم) به خاک سپرده شد. بی گمان اگر مجال بیشتری برای آگاهی یافتن مردم شهر سنندج و شهرهای دیگر کردستان از مرگ نا بهنگام منصور کریمی قبل از خاکسپاری داده می شد، شمار شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری بسیار بیشتر می شد.
اما حضور همان جمعیتی که اطلاع یافته بودند و توانستند در مراسم خاکسپاری ای با آن ویژگی چپ و سوسیالیستی شرکت کنند، کافی بود که نشان دهد جامعه خواهان چه دنیائی است و رسیدن به دنیای آرزوی اش را به چه سیستم فکری و باوری و به چه نیروی سیاسی ای گره زده است. منصور محبوب مردم بود و بی تردید محبوبیت اش به خاطر نوع نگاه او به دنیای پیرامون بود که روابط اش با انسان های دور و بر را خارج از چهارچوب مناسبات و ارزش های زمخت نظام نابرابر ایجاد کرده بود. او احساسات و عواطف خود را با باورهای سوسیالیستی اش نسبت به انسان ها عمیق کرده بود و همین باعث محبوبیت ویژه اش در میان مردم شده بود و آن حضور سرخ پاسخ درخور و شایسته مردم تشنه آزادی و برابری و در تلاش برای برچیدن نظام مبتنی بر تبعیض و نابرابری به کسی بود که سال ها در میان شان و در صف اول مبارزاتشان برای تحقق آرزوهای شان تلاش کرده بود.
حضور وسیع مردم در مراسمات مربوط به درگذشت منصور کریمی، تجمعاتی صرفا عاطفی و احساسی و تنها برای ادای احترام به یک انسان از دست رفته نبود. آن حضور باشکوه، تجلی تجدید پیمانی علنی و میدانی با آرمان های انسانی و آزادیخواهانه بود. مردم محل دفن منصور را به صحنه سر دادن سرود سرخ انترناسیونال و ترجمه و تفسیر سوسیالیسم و رساندن پیام پیوستن مردم کردستان و همه مردم ایران به چپ و سوسیالیسم تبدیل کردند. اعلام کردند که راهی جز انتخاب چپ برای رهائی از ناهنجاری و تبعیض و نابرابری و رهائی از فقر و درماندگی اقتصادی نیست و باید برای رسیدن به دنیای انسانی، انقلاب “زن، زندگی، ازادی” را به سرانجام رساند و بر آوارهای نظام پوسیده جمهوری اسلامی مدافع عقب مانده ترین ایدئولوژی سیستم سرمایه داری دنیای خود را بنا نهاد.
اگرچه این حضور باشکوه به بهانه درگذشت تأسف بار منصور عزیز بود که خود در زمان حیات اش در ساختن فضای سیاسی و مبارزاتی مردم سنندج نقش ایفا کرده بود، اما نشانگر اقبال وسیع جامعه به چپ است. این اقبال به چپ منحصر به کردستان نیست، ولی در کردستان و در شهری مانند سنندج آشکارتر و واضح تر است. اگر در شهر سنندج پیکر منصور کریمی چهره کمونیست و محبوب مردم با خواندن سرود انترناسیونال بدرقه می شود، در شهر الیگودرز پیکر امید سرلک که توسط آدمکشان اسلامی به قتل رسید، برخلاف انتظار طرفداران سلطنت که انتظار داشتند شعارهای ناسیونالیستی خاک و پرچم و شاهپرستی داه شود، با شعارهای “مرگ بر خامنه ای” و “مرگ بر دیکتاتور” بدرقه می شود.
این اوضاعی است که بر فضای سیاسی کلی ایران امروز از زمان قتل ژینا امینی و شروع انقلاب “زن، زندگی، آزادی” حاکم شده و هر چه به پیش می رود رادیکال تر و چپ تر می شود. مردمی که در مراسم خاکسپاری امید سرلک شعارهای علیه خامنه ای و دیکتاتوری سر دادند، علیه نماد حکومتی شعار دادند که دارای دستگاه های امنیتی، قضائی و ماشین عظیم و پیچیده کشتار و ترور مردم است که هر دم در جامعه قتل و جنایت می کنند. آن مردم خواهان سرنگونی حکومت و برچیده شدن همه ساختار حکومتی و دم و دستگاه سرکوبگری و آدمکشی اش هستند که با خواست و انتظارات جریانات و اپوزیسیون راست و سلطنت طلب در تناقض است و از اینرو چپ هستند. مطمئنا آنچه در آن مراسم اتفاق افتاد تصادفی نبود، بلکه نشانی از یک سازمانیابی را در خود داشت که اثری از قوم پرستی و ناسیونالیسم و طرفداری از شاه و پرچم شیرو خورشید نشان را با خود همراه نداشت.
با این اوصاف به نظر می رسد جامعه به طور عمومی و کلی انتخاب خود را برای شیوه سرنگونی جمهوری اسلامی کرده و دارد انتظارات خود را برای استقرار حکومت اینده روی میز می گذارد و کردستان همیشه انقلابی پیشتاز این روند است.


