دو واقعه تاریخی، دو دنیای متفاوت- یاشار سهندی

#کارگر_کمونیست #نشریه_کارگری_حزب

مندرج در کارگر کمونیست ۹۰۹

“ایلان ماسک” یک بِرَند است. برندی که برای سرمایه داری سود و برای توده مردم زحمتکش فقر و نکبت تولید میکند.

ایشان که جز هئیت مدیره شرکت “تسلا ” ( یکی از بزرگترین شرکتهای خودرو سازی جهان) می باشد در یک جلسه عمومی سهامداران این شرکت موفق میشود که آنها را قانع کند که یا پاداش یک تریلیون داری برای وی در نظر بگیرید و یا او از این شرکت میرود! زیر فشار این گروکشی پاداش تصویب میشود به شرطی که این ایشان طی یک دهه ارزش تسلا را  از ۱.۵ تریلیون دلار به ۸.۵ تریلیون برساند. به همین سادگی! اما داستان به همین سادگی نیست.

این پاداش صرفا قرار نیست در مقابل ابتکارات و ایده های او در طرحهای جدید تولیدات تسلا به وی تعلق گیرد، بلکه مهمترین نکته این است که او ثابت کرده است چگونه میتواند تا آنجا که ممکن است  کارگر را ارزان سازد تا سود سرمایه نجومی شود.

چند ماه فعالیت ایلان ماسک در کابینه ترامپ در “وزارت کارایی دولت”، منجر به اخراج دهها هزار نفر گردید و بسیاری از خدمات هم قطع شدند. این اقدامات بسیار مهمتر از ایده ها  و ابتکارات و ابداعات جدید کالاهای مدرن است. نماد او “اره برقی” است. اره برقی که خاویر میلی رئیس جمهور آرژانتین به وی هدیه داد و او آنرا با افتخار سر دست گرفت. ایلان ماسک چند وقت پیش در مراسمی سلام هیتلری را بعد از ۸۰ سال به عنوان یک سیاستمدار کارآفرین، با افتخار تکرار کرد. و نشان داد روح هیتلر زنده است.

جناب ماسک که از این موفقیت خود به اوج شادمانی رسیده  بود بعد از  تصویب پاداش یک تریلیون دلاری به همراه یک روبات انسان نما به رقص و پایکوبی پرداخته. در حالی که جمعیت سهامداران که پاداش فوق را مصوب کردند با فریاد “ایلان ایلان” سالن را روی سرشان گرفته بودند. رشد ارزش یک شرکت و ثروت نجومی یک نفر در قبال ۸ میلیارد انسان و در قبال تخریب و نابودی زندگی.

رسانه های بورژوازی که از این “واقعه تاریخی” به وجد آمدند، تاکید دارند ایلان ماسک اولین تریلیاردر جهان میشود! به هرحال به نظر معامله منصفانه ای است! “یک کارآفرین محترم و مشهور و جهانی میخواهد ارزش یک شرکت را در طی یک دهه هشت برابر کند، ناز شسته و مفت چنگش، حقشه!” معمولا علاوه بر این توجیهات مدعی میشوند: ” ماسک مثل خیلی ها نبوده که وقت گرانبهایش را به یل یللی و تل للی بگذراند. مغزش را بکار انداخته، از مغزش کار میکشه!”

با یک حساب ساده اگر این مبلغ پاداش تقسیم بر تعداد کارکنان حال حاضر تسلا شود چیزی بیشتر از هفت میلیون دلار میتواند نصیب کسانی شود که واقعا تولید میکنند و به ایده های وی جان میدهند. اما این کارها بدآموزی دارد، کارگر را تنبل میکند! با این پول همین الان نمیدانم چه تعداد مردم را از گرسنگی میشود نجات داد. یا خرج کارهای محیط زیستی شود تا زمین تنها زیستگاه انسان نابود نشود. برای کسانی که آیکون شان اره برقی است این حرفها زیادی است و خانه خراب کن!

ایلان ماسک همین الان در تلاش است که فضا را به ملک خصوصی خودش تبدیل کند. و درعین حال جالب ترین نکته در این مراسم تاکید ماسک بر توسعه روباتهای با هوش مصنوعی بوده که اتفاقا بدرست مدعی است انسان را از شر کار راحت خواهد کرد و کار انسانی زائد خواهد شد. او مدعی است این موجب ریشه کنی فقر میشود.  پیشرفت تکنولوژی در دست سرمایه و کسانی مانند ایلان ماسک اما، به تجربه همین یک قرن اخیر نشان داده است که نه تنها فقر را ریشه کن نمی کند بلکه موجبات رشد سریعتر فقر و سیه روز شدن بیشتر مردمان است. چون اساس نظام سرمایه داری بر کارمزدی است و پیشرفت تکنولوژی در تولید تنها موجب اخراج و بیکارسازی وسیع توده کارکن جامعه میگردد. این منطق سرمایه است، سلطه بر اشیاء، چیزها. انسان برای سرمایه شی ای است یکبار مصرف. چنانچه تشخیص دهد مصرفش بی مورد است با اره به جان زندگی اش می افتد. این را ایلان ماسک بخوبی در عمل ثابت کرده است.

برنی سندرز در قبال این اقدام شرم آور تاریخی چنین نوشته  است:” این یعنی الیگارشی اگر ایلان ماسک باشی، ثروتمندترین انسان روی زمین، تسلا بهت یک پکیج پرداخت یک تریلیون دلاری می‌دهد و ترامپ هم برایت تخفیف مالیاتی کلان تصویب می‌کند. اما اگر کودک فقیری باشی که از کمک‌غذایی دولت (SNAP) استفاده می‌کنی، ترامپ به حکم دادگاه اعتراض می‌کند تا از اجرایی شدن تصمیمی که می‌توانست جلوی گرسنگی تو را بگیرد، جلوگیری کند. چنین چیزی شرم‌آور است.”

اما درست در وسط این “واقعه تاریخی”، واقعه ای دیگر شکل گرفت که این برای کسانی که امید به تغییر در دلشان زنده است بسیار امیداور کننده است. واقعه ای که نشان داد که دنیا را میتوان از دست ایلان ماسک ها نجات داد. انتخاب یک کسی که مدعی سوسیالیست بودن است آنهم در آمریکا که بعد از جنگ دوم جهانی سوسیالیست بودن نوعی شرمندگی بهمراه داشته است.

رسانه های جمهوری اسلامی و اپوزیسیون راست تنها روی یک امر تاکید دارند که او مسلمان است و این را هم به زبان آورده است. و به شیوه همیشگی شان به تبلیغات مسموم و مشمئز کننده روی آوردند. کار را تا آنجا پیش بردند که “زوهران ممدانی” سوسیالیستی که به شهرداری نیویورک انتخاب شده است را با خمینی یکی گرفته اند! و مدعی اند همین امروز و فرداست که در صلاه ظهر در میدان تایمز نیویورک اذان به صدای موذن زاده اردبیلی پخش شود! این رسانه ها از کنار سوسیالیست بودن او یواشکی گذر میکنند. ته دلشان سخت آرزو میکنند “عمو ترامپ” با گسیل نیروهای نظامی و تحریم نیویورک مردم این شهر را تنبیه کند.

این دو واقعه بیانگر این است که دو پاسخ برای معظلات جهان کنونی وجود دارد. به معنای واقعی کلمه اکنون شعار روزا لوگزامبورگ معنی پیدا کرده است: “سوسیالیسم یا بربریت”

اما کار اصلی را باید در ایران به سرانجام رساند. رژیم پوسیده و بی رحم جمهوری اسلامی سرمایه در آستانه سقوط است. چپ اجتماعی قوی علیه این حکومت در کف خیابانهای ایران حضور دارد. کمونیسم کارگری به شکل متحزب (حزب کمونیست کارگری) در صحنه حضور فعال دارد. برخی گفتمانهای  کمونیسم کارگری به گفتمان عمومی جنبش ها تبدیل شده است. مانند نه به اعدام، اعدام قتل حکومتی است، هویت انسانی، خلاصی فرهنگی و جنبش ضد مذهبی و انقلاب زنانه.

در جامعه ای که انقلاب را در دستور کارش گذاشته است و همه تابوهای ممکن را در زمان حیات حکومت مذهبی سرمایه در هم شکسته است، میتوان امیدوار بود که واقعا با سرنگونی حکومت اسلامی توسط انقلاب، یعنی در حضور توده ای مردم در صحنه سیاست، پرچم سوسیالیسم بار دیگر بالا رود. با توجه به اینکه جهان واقعا به یک دهکده کوچک تبدیل شده است، سوسیالیسم نه از زبان یک آدم مذهبی، بلکه در اراده یک جامعه برای کرامت انسانی بیان خواهد شد. این واقعه تاریخی است که میتواند دنیا را از شر کسانی مانند ایلان ماسک، خاویر میلی، ترامپ ها و جنبش های وحشی از هر نوع آن ( اسلامی و هیتلری) نجات دهد.

 

#کارگر_کمونیست #نشریه_کارگری_حزب