گسترش جنگ بر سر معیشت تا میان مزدوران حکومتی – مهران محبی

#کارگر_کمونیست #نشریه_کارگری_حزب

مندرج در کارگر کمونیست ۸۷۵

در تجمعی در مقابل مجلس اسلامی متشکل از مزدوران و افراد “کرایه ای”  که در دفاع از قانون حجاب و عفاف توسط اوباشان تندرو حکومتی سازمان داده شده بود، میان افراد جمع آوری شده (کرایه ای) و سازمان دهندگان تجمع درگیری ای صورت گرفته و در کف خیابان به جان هم افتادند.

ماجرا از این قرار بوده که افراد کرایه ای شرکت کننده در تجمع خواستار پرداختن به مشکلات معیشتی و بیان شعارهائی در رابطه با مطالبات معیشتی از بلندگویی که در اختیار سازمان دهندگان قرار داشت مخالفت شد و اجازه داده نشد که آن شعارها سر داده شود و همین باعث وقوع درگیری می شود.

هر چند استفاده از مزدوران و افراد کرایه ای برای مقاصد سیاسی از قبیل نمایشات و راهپیمائی های خیابانی به مناسبت های حکومتی و جمع کردنشان در پای صندوق های رأی گیری و فراتر از آن استفاده از آنها برای جاسوسی کردن و شرکت در سرکوب اعتراضات خیابانی آنهم در ازای پرداخت مبالغی ناچیز یا مقدار کمی از اقلام خوراکی مانند برنج و روغن و ساندیس و غیره یک سیاست جا افتاده همیشگی و عرفی جمهوری اسلامی بوده است. اما درگیر شدن چنین افرادی با مزدوران سازمان دهنده حکومتی، آن هم در کف خیابان و در انظار عمومی تازگی دارد و این “اتفاقی” و گذرا نیست. گرانی و تورم در بازار به حدی بالا رفته که برای افرادی که با پول به تجمعات حکومتی کشانده میشوند نیز صرف نمی کند بدون افزایش مبالغ اجرتشان در کنار حکومتیان قرار بگیرند. برای رژیم هم با توجه به اوضاع اقتصادی اش مشکل است تا میزان مواجب اجیر شدگان را در حد راضی نگه داشتنشان زیاد کند.

حالا علاوه بر خارج شدن افراد اجیر شده تا دیروزی، دیگر پنهان کردن این رسوائی دیرینه (اجیر کردن افراد) در شرایط متشتت و صد پاره شده حکومت، برای سران و مهره های حکومتی هم به طوری که دعواها به مراکز قدرت هم کشیده شده غیر ممکن شده است. روز ۱۹ اسفند بود که آخوند جواد نیک بین نماینده کاشمر در جلسه علنی مجلس اسلامی پرده از بکارگیری افراد کرایه ای توسط باند تندرو خواهان ابلاغ قانون حجاب و عفاف و مزدوران میدانی شان برداشت و گفت که عده ای به افرادی که برخی شب ها برای اعمال فشار بر ابلاغ این قانون مقابل مجلس می خوابند پول می دهند!

معلوم است که اعتراض توأم با اعتراف به دریافت پول های کلان توسط باندهای حکومتی و بکارگیری افراد بی بضاعت و کارتن خواب و غیره جامعه که از سر بدبختی و درماندگی تن به چنین خفت و خودفروشی هائی می دهند، به خاطر مقابله جناحی در درون خود حکومت علیه جناحی است که مصلحت و شرایط وخیم رژیم را درک نمی کنند. به این معنا که این مخالفت بر سر اصل سیاست همیشگی حکومت در زمینه کرایه کردن افراد درمانده نیست. مزدور گیری و اجیر گیری سیاست مداوم رژیم بوده که علاوه بر تحقق اهداف سیاسی برای حکومت، برای دست اندرکاران و مجریان چنین سیاستهائی نیز منابعی برای دزدی را فراهم کرده است.

دار و دسته ای که پول دریافت کرده و بخش اندکی از آن را به اجیر شدگان برای شرکت در تجمعات با خواست ابلاغ قانون حجاب و عفاف می دهند، از نظر بخشی از حاکمیت که ناتوانی خود را در برابر جامعه درک می کنند، افرادی غیر واقع بینی هستند که اوضاع را درک نمی کنند، و حتما هم همین طور است، ولی این کل واقعیت نیست. بخشی دیگر از واقعیت این است که در چنین “آشفته بازاری” مجرائی برای پول به جیب زدن یک عده هم باز شده است و این عده حاضر به چشم پوشی از آن نیستند.

واقعیت این است که اوضاع از هم پاشیده حکومت هیچ جوره قابل بازسازی نیست و هر کس و هر جناحی چه با نیت نجات حکومت و چه با نیت کاسبی و دلالی و پول به جیب زدن، ساز خودش را می زند. ولی نتیجه کماکان یکی خواهد بود و آن هم بن بست سخت تر و “وا” رفتن بیشتر تار و پودهای نظام است.

حکومتی که تا دیروزمی توانست با خریدن افراد کرایه ای و کشاندنشان به مراسمات دولتی، نمایش برخورداری از محبوبیت و داشتن پایگاه اجتماعی را اجرا می کرد، حالا همان افراد به معترضین خودش تبدیل شده اند. گرانی و کاهش شدید قدرت خرید، صدای آنها را هم در آورده و در حالیکه همین حالا هم رژیم توان افزایش قابل توجه و چشمگیر مواجبشان را ندارد، در روزها و ماه های پیش رو که صدای اعتراض همه مردم به تنگ آمده از گرانی و تورم بلندتر خواهد شد، حتی این افراد نیز بیشتر معترض خواهند شد و ناچارند که به صف معترضان بپیوندند.

بیخود نیست که سران رژیم هم بر سر خود می کوبند و هم بر سر و کله یکدیگر. چون هیچ راه نجاتی را در برابر خود نمی بینند. هر کدامشان که می خواهند در مورد اوضاع اقتصادی حکومت و وضعیت معیشتی مردم حرفی بزنند، غیر از “آه و ناله” کردن و “چه کنم” و “به کجا پناه ببرم”، نمی تواند چیزی بر زبان بیاورد. حتی دیگر جرأت وعده دادن هم ندارند. حالا دیگر در میان خود، کلمه “مدیریت” را برای پاسخگوئی و به زعم خودشان قانع و آرام کردن جامعه رایج و فراگیر کرده اند.

می گویند بحران آب را نمی توانیم حل کنیم، ولی با “مدیریت فشار” (اصطلاح تازه رایج شده که برای کاهش فشار آب مشترکین به جای قطع آب بکار میبرند)، از بحران بی آبی در سال آینده عبور می کنیم! در موارد دیگر هم همین چرندیات را بر زبان می آورند و وقتی که فشار اعتراضات مردم بر سرشان سنگینی می کند، به “آه و ناله” می افتند که نمی دانند چکار کنند یا یقه چه کسی را بگیرند.

پزشکیان، رئیس جمهور “دکوری و توسری خور” در جلسه اختتامیه سرشماری عمومی کشاورزی که بحث بر سر رسیدگی به کمبودها و گرانیها پیش کشیده می شود، می گوید:”نمی دانم به خاطر گرانی یقه چه کسی را بگیرم”!

در چنین اوضاعی است که حتی مزدوران و کرایه ای ها هم متوجه “خس، خس” گلوی حکومت می شوند و به جای تکرار شعارهای حساب شده حکومتی، شعار علیه گرانی و کاهش قدرت خرید و معضلات معیشتی خود را سر می دهند.

با توجه به همه داده های میدانی و آماری و پیش بینی های خود مقامات رژیم، سال آینده حتما سال افزایش گرانی های سرسام آور صدها درصدی و سال شدت یابی کمبودهای آب، برق و انرژی خواهد بود و شرایط زندگی برای عموم مردم سخت تر و غیرقابل تحمل تر خواهد بود. اما تردیدی نیست که سال آینده، سال گسترده تر شدن، عمیق تر شدن و رادیکال تر شدن اعتراضات همه بخش های معترض جامعه نیز خواهد بود.

باید خود را برای شرایط پیش رو آماده کنیم. با جمع ها و گروه ها و تشکل های اعتراضی تماس بگیریم و با ایجاد هماهنگی میان بخش های اعتراضی، شوراها و دیگر تشکل های سراسری را برای هدایت و سازماندهی اعتصابات و تجمعات اعتراضی ایجاد کنیم.

ایجاد شوراها و تشکل های سراسری در شرایط حال که گسترش اعتراضات و تغییر توازون قوا به نفع جامعه، بستر آنها را فراهم کرده اند، عملی و شدنی است و برای به ثمر رساندن مبارزات ضروری و مبرم هستند.

 

 

 

#کارگر_کمونیست #نشریه_کارگری_حزب